ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
370
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
سخن آورده و نام آن را كتاب الانتصار لواسطة عقد الأمصار كرده است . 2 جلد چهارم و پنجم اين كتاب به خطّ مؤلّف در دار الكتب مصر به جا مانده كه آن را در قالب نهايى نريخته است . اين دو جلد از قاهره و اسكندريّه گفت و گو مىكند و عنوان جداگانه الدّرّة المضيئة فى فضل مصر و الإسكندريّة دارد كه انتخاب اين عنوان از طرف خود مؤلّف بعيد مىنمايد . كتاب هيچ گونه امتياز ادبى ندارد بلكه آثار مهم شهر را برمىشمارد و توضيحاتى كوتاه يا بلند دربارهء آن مىدهد . مطلب از شهر فسطاط آغاز مىشود و از محلات ، بازارها ، بركهها ، مسجدها ، مؤسّسات ، بناها ، ديرها ، و كنيسههاى آن بتفصيل سخن مىآورد . گاه و بىگاه نيز از اشعارى كه نام مكانهاى مورد گفت و گو در آن آمده شاهد مىآورد ، ولى در اين كار چون مؤلّفان ديگر افراط نمىكند . البتّه همهء موضوعات وى از لحاظ اهميت يكسان نيست ، مثلا جزيرهء روضة كه با خاطرات معيّنى پيوسته ، به نظر او اهميت فوق العاده دارد . روش وصف فسطاط را دربارهء ديگر شهرهاى مصر به كار مىبرد و از شهرهاى نزديك قاهره چون اطفيح و اسيوط آغاز مىكند تا به مناطق دور مىرسد ، آنگاه دوباره به قاهره و اسكندريّه باز مىگردد . درخور ملاحظه آنكه ظاهرا گفت و گو دربارهء اسكندريّه را به سر نبرده زيرا فقط افسانههاى مربوط به شهر را نقل كرده امّا از وصف آن چيزى نگفته است . كتاب كامل نشده ، زيرا غالبا در نسخهء موجود به خطّ مؤلّف جاى ارقام ، سفيد مانده است . مىتوان فرض كرد كه وى نتوانسته طرح خود را به سربرد و از ده جلد منظور ، فقط دو تا را تدوين كرده است . 3 علامه فولرس ناشر كتاب نيز ضمن گفت و گو از استفادهء مقريزى ، در تأليف كتاب خطّط ، از تأليف ابن دقماق به همين نتيجه رسيده است . مقريزى شاگرد ابن دقماق بوده 4 و مؤلّفات او را نيك مىشناخته ، ولى عجيب است كه هيچ جا به كتاب الانتصار اشاره نمىكند و هنگام سخن از منابع خود مىگويد آخرين كسى كه دربارهء « خطط » چيز نوشته ابن متوّج معروف بوده است . 5 به نظر فولرس چون مقريزى فعاليّت علمى خويش را از علوم شريعت آغاز كرده ، اشتغال وى به تاريخ پس از وفات ابن دقماق بوده 6 و با مؤلّفات تاريخى او آشنا نشده است . شايد هم از روى عمد نام او را نياورده ، زيرا مقريزى شافعى متعصّبى بوده است . از آنجا كه فقط يك نسخه خطّى از كتاب وجود دارد ، اين اعتقاد قوّت مىگيرد كه نسخهء مؤلّف جزو موقوفات يكى از مساجد قاهره در آمده و براى همه ناشناس مانده است . 7 به هر حال تاريخ تدوين آن پس از سال 1139 / 793 ه . است . 8 ابن دقماق چنان كه از مؤلّفات تاريخى او مستفاد مىشود مردى پر اطّلاع بوده است . مطالب جغرافيايى را از مؤلّفان معروف مىگيرد ، از حوقلى ( ابن حوقل ) و مؤلّفانى كه بخصوص دربارهء مصر سخن دارند ، چون كندى ، ابن عبد الحكم ، قضاعى ، ابن زولاق ، و نيز از ابن سعيد و